تجربه برنده جایزه ریاضی ایرانی دانشگاه

تجربه: برنده جایزه ریاضی ایرانی دانشگاه اخبار علمی و آموزشی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری دچار تنبلی فرهنگی شده است ایم

دقیقا مشخص نیست آنچه امروز تئاتر عروسکی نامیده می شود در کجا و چه زمانی خلق شد و کدام مردم نخستین بار جذابیت آن را کشف کردند و به آن دل بستند. ولی آنچه به تحقیق

دچار تنبلی فرهنگی شده است ایم

دچار تنبلی فرهنگی شده است ایم

عبارات مهم : تئاتر

دقیقا مشخص نیست آنچه امروز تئاتر عروسکی نامیده می شود در کجا و چه زمانی خلق شد و کدام مردم نخستین بار جذابیت آن را کشف کردند و به آن دل بستند. ولی آنچه به تحقیق مشخص شده است این است که عروسک و ساخت و استفاده از آن در جوامع اولیه به مقاصد مذهبی و آموزشی بوده هست. هزاران سال بعد از آن روزها، امروز تئاتر عروسکی به عنوان شاخه ای مهم از تئاتر کودک آن قدر تاثیرگذار و اساسی است که حجم زیادی از نمایش های کودک را به خود تخصیص داده شده است می دهد.

دچار تنبلی فرهنگی شده است ایم

اگرچه همچنان راجع به ذات و کارکرد و نشانه تئاتر کودک نظرات مختلفی وجود دارد ولی نمی توان این واقعیت را کتمان کرد که هر آنچه بتواند بر کودکان تاثیر بگذارد و با زبان آنها حرف بزند، فراتر از تعریف هر اسلوب، مهم و غیرقابل چشم پوشی هست. تئاتر کودک در کشور عزیزمان ایران هم سال هاست که وجود دارد و با همه دشواری ها همچنان سرپاست.

در زمانه ای که ابزار مدرن، تفریح و دانستن را راحت تر از قبل کرده هست، همان قدر که تئاتر دیدن همت می خواهد، تئاتر ساختن هم استقامت و سخت کوشی می خواهد، آن هم جهت کودکان که حجم اطلاعاتی که روزانه دریافت می کنند، فراتر از نسل های پیشین هست. یکی از نمایش های کودکی که مدتی است در پردیس تئاتر شهرزاد اجرا می شود، قصه ای افسانه ای است که داستان ماه پیشونی و گلابتون و دیو را روایت می کند.

دقیقا مشخص نیست آنچه امروز تئاتر عروسکی نامیده می شود در کجا و چه زمانی خلق شد و کدام مردم نخستین بار جذابیت آن را کشف کردند و به آن دل بستند. ولی آنچه به تحقیق

نمایش عروسکی ماه پیشونی نوشته ایوب آقاخانی، اثر برگزیده دهمین دوره جشنواره بین المللی تهران- مبارک است که سال ١٣٨٤ روی صحنه رفت. این نمایش که تولید کارگاه عروسکی گروه تئاتر معاصر هست، بعد از سال ها مجددا به روی صحنه رفته و این روزها درحال اجراست. به همین بهانه، با آزاده انصاری کارگردان این نمایش به گفت وگو نشستم و راجع به ماه پیشونی و مصایب تئاتر کودک حرف زدم.

این کارگردان پیشتر نمایش هایی همچون «تنهاترین زیبای مرده»، «ماکوندو»، «بی بی بیدل» و «خوشبختی های کوچک سوسک شدن» را به صحنه برده هست. انصاری اعتقاد دارد تئاتر هنوز به سبد فرهنگی خانواده های ایرانی راه نیافته و سخت ترین قسمت کار تئاتر کودک، کشاندن خانواده به سالن تئاتر هست، به جای کافه و رستوران.

ماه پیشونی می تواند مخاطب را جذب کند

نخستین توصیه ای که بعد از دیدن نمایش «ماه پیشونی» جلب توجه می کند، ترفندی است که شما به عنوان کارگردان به کار برده اید، که عروسک گردان ها خود بخشی از بازی ها در اجرای نمایش را برعهده دارند. پرسش نخست من این است که این کار صرفا یک بازی فرمی جهت جالب تر کردن نمایش بود یا به دنبال تاثیر محتوایی بر مخاطب هم بودید.

دچار تنبلی فرهنگی شده است ایم

اسم این کار را تکنیک کارگردانی می گذارم، یعنی تمهیدی که بتوانیم قصه را به صورت مفهومی تر و در عین حال راحت تر روایت کنیم تا به نوعی همراهی مخاطب با نمایش زیاد شود. این کار هم به صورت تدریجی شکل گرفت و به این معنا نبود که من از ابتدا تصمیم داشتم از عروسک گردان ها بازی بگیرم. باوجود این که نمایش عروسکی ظرفیت گسترده ای دارد و به کارگردان این امکان را می دهد که هر کار و شیطنتی را در اجرا انجام دهد، ولی جاهایی است که عروسک به تنهایی از بعد اتفاقات بر نمی آید.

این جاست که ما از امکان بازیگران استفاده کردیم، یعنی در مواقعی فکر کردم این تکنیک به روال و ریتم کار کمک می کند، مثل تمیزکردن منزل به وسیله عروسک که اگر برعهده خود عروسک بود، طبیعتا مجبور بودیم به علت وقت طولانی این کار از موسیقی استفاده کنیم که حوصله تماشاگر سر نرود. آن موقع این ایده به ذهن من رسید که می توان تغییراتی در اجرای سنتی نمایش عروسکی پدید آورد.

دقیقا مشخص نیست آنچه امروز تئاتر عروسکی نامیده می شود در کجا و چه زمانی خلق شد و کدام مردم نخستین بار جذابیت آن را کشف کردند و به آن دل بستند. ولی آنچه به تحقیق

بعد از ماه پیشونی، در نمایش های دیگری هم از این تکنیک استفاده کردید.

ماه پیشونی جهت نخستین بار سال ٨٤ روی صحنه رفت. بعد از آن در «ماکوندو» و «سایه نوشتن ها» هم این کار را انجام دادم. اگرچه سایه نوشتن ها در آخرهای دهه ٨٠ اجازه اجرا پیدا نکرد. در «خوشبختی های کوچک سوسک شدن» هم به نوع دیگری از این روش استفاده کردم.

ماه پیشونی بعد از ١٢سال از نخستین اجرای خود، روی صحنه رفته هست. چه انگیزه ای باعث شد بعد از این سال ها به بازتولید نمایش نسبتا قدیمی خود بپردازید؟

دچار تنبلی فرهنگی شده است ایم

نمی دانم. شاید به خاطر این که در این سال ها امکانات، مثل سالن، به شکل الان وجود نداشت. البته همان سال ها ماه پیشونی را دوره کوتاهی در سعدآباد جهت مهدکودک ها اجرا می رفتیم، ولی کار ادامه پیدا نکرد. بعد از آن سال ها درگیر کارهای دیگری هم شدم و این تاخیر زیاد شد.

ولی امسال ابتدا این کار را به تالار هنر پیشنهاد دادم که آنها گفتند کار بازتولید قبول نمی کنند. هنگامی که همین سالن شهرزاد درحال تاسیس بود به پیشنهاد نادر برهانی مرند سالنی کوچک به کار کودک تخصیص داده شده است داده شد.فکر می کردم ماه پیشونی همچنان می تواند مخاطب داشته باشد بنابراین از موقعیت موجود استفاده کردم.

دلواپس نبودید فرزند های آخرهای ٨٠ و اوایل ٩٠ که در دنیای مجازی زندگی می کنند و اینترنت و لوازم مدرن زندگی کردن را خیلی خوب می شناسند، با قصه قدیمی دیو و پری و موسیقی ایرانی و راویانی با لباس قجری و آرایش قدیمی ارتباط برقرار نکنند؟

نه چندان. فکر می کنم کار آن قدر لحظه های جالب و خلاقانه دارد که مخاطب کودک را جذب کند. فراموش نکنیم فرزند ها تنوع را دوست دارند و چنین نمایش هایی به دل آنها خواهد نشست. این البته بستگی به خود کار هم دارد که چقدر بتواند ذهن آنها را روی کار متمرکز کند، چون فرزند ها خیلی سریع خسته می شوند. البته نمایش ما به طور خاص مناسب فرزند های پنج سال به بالاست.

پنج سال به بالا، چون قرار است چیزی هم به آنها آموزش داده شود؟

بله.

تئاتر کودک جدی گرفته نمی شود

اصولا تئاتر کودک باید وظیفه ای جهت آموزش به کودکان داشته باشد؟ سرگرم کردن و ایجاد دقایقی شاد جهت آنها کافی نیست؟

فکر می کنم یکی از شاخصه های تئاتر کودک خوب این است که خانواده، پدر و مادر و فرزند ها، دقایقی کنار هم باشند و لذت ببرند. از طرف دیگر با نمایش باید فرزند ها را با قصه های قدیمی آشنا کرد. حتی می شود پدر و مادرها را هم قانع کنیم که به این قصه ها برگردند. قصه ای مثل ماه پیشونی درحال فراموشی است.

یکی از وظایف ما باید نزدیک کردن فرزند ها با داستان های گذشته باشد، قصه هایی که بدون اغراق سرشار از هر آنچه هستند که نیاز داریم: داستان درست، ادبیات و اخلاق. اینها از هرچه امروز در اختیار فرزند ها قرار می دهیم حتما مفیدتر خواهد بود.

در برابر مدرسه و خانواده، به عنوان متولیان کلاسیک ساختن شخصیت کودک، تئاتر شانسی جهت تاثیرگذاری دارد؟ فکر نمی کنید تئاتر آموزش دهنده به کودک، فقط یک شعار اهالی تئاتر است؟

اهالی تئاتر تلاش می کنند دنیا را طور دیگری جهت مخاطب تصویر کنند. هر کس به فراخور کار، سلیقه و درکی که از دنیا دارد، تلاش دارد در اثری که خلق می کند دنیا را به رنگی دیگر جهت بیننده بسازد. این که در این وضع فعلی چقدر شانس داریم، شاید حق با شما باشد، زیاد نه.

مسئله از کجاست؟

هنگامی که تئاتر به عنوان سبد فرهنگی خانواده های ما نهادینه نشده، در مدارس جدی گرفته نمی شود و نهایتا به صورت جشنواره ای و مقطعی با آن برخورد می شود و حتی هنگامی که آزادی فرزند ها را هم با دادن عنوان و محدودکردن آنها به چالش می کشند، وضع این طور می شود.

هر چند هنوز هم در تئاتر دانش آموزی ما اتفاقات خوبی می افتد. فرزند هایی هستند که به نمایش علاقه دارند و به سمت آن می آیند، هرچند ممکن است کارهایشان در ابتدا چندان نیرومند نباشد ولی تلاش خوبی می کنند. درنهایت ما هم تمام تلاش مان را خواهیم کرد که این چراغ را روشن نگه داریم.

همه چنین بحث هایی با فرض این است که بپذیریم تئاتر کودک مخاطب دارد. هنگامی که هم بحث از مخاطب می شود مجبوریم به پرسش کلیشه ای فکر کنیم که مخاطبان تئاتر کودک چه کسانی هستند؟ تئاتر باید جهت کودک باشد یا راجع به کودک؟

به طور خاص در ماه پیشونی هر دو ایده وجود دارد و گمان می کنم نمایش موفق هم باید چنین باشد. تجربه نشان داده که اگر هر دو سویه کار را با هم در نظر بگیریم اتفاقات بهتری رخ خواهد داد.

رستوران را به تئاتر ترجیح می دهیم

فکر می کنید درحال حاضر مسئله مخاطب در تئاتر کودک وجود دارد؟

نمایش های کودکی که اجرا می شوند کم وبیش مخاطب خود را دارند ولی دو چالش وجود دارد. یکی مسئله کم بودن سالن خوب است که کار را دشوارتر می کند و کیفیت را تحت تاثیر قرار می دهد، از طرف دیگر بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند پرکردن وقت همراهی با کودک خود را به فست فود و چیپس و پفک و چنین چیزهایی تخصیص داده شده است بدهند، یعنی هر دو این عوامل وجود دارد. این پرسشها البته نه فقط جهت تئاتر کودک که جهت کل مجموعه تئاتر وجود دارد.

در مجموع مخاطب هنری به نسبت جمعیت تهران، حداقل جهت تئاتر، زیاد نیست. فکر نمی کنم دست کم ماهی یک تئاتر دیدن جهت خانواده ها زیاد سخت و هزینه بر و وقت گیر باشد. این به نفع فرزند است که با دنیاهای جدیدی آشنا شود.

علت چنین وضعیتی را چه می دانید؟

شاید کمی دچار تنبلی فرهنگی شده است ایم. پرسشها اقتصادی هم مهم هستند و از همه اینها بدتر آن است که همه ترجیح می دهیم وقتمان را در کافه و رستوران بگذرانیم به جای خواندن کتاب و دیدن تئاتر و سینما. عده ای هم صرفا به به دیدن تئاتر می روند به خاطر حضور صورت ای مشهور در آن. البته دلایل دیگری هم موثر هستند مثل رسانه ها. به عنوان نمونه هیچ وقت تلویزیون ما کسی را تشویق به دیدن تئاتر نمی کند.

دلایلی درون تئاتری جهت این وضع قایل نیستید؟

شاید این هم باشد و ما خوب بلد نیستیم مخاطب را به سمت تئاتر بکشانیم. بعضی از ما صرفا جهت دل خودمان یا دیده شدن به وسیله اطرافیان و همکاران کار می کنیم. همه اینها یک سری آسیب های دوسویه هستند که حل آنها هم نیاز به همکاری دارد.

در این وضع اتفاقاتی همچون جشنواره های تئاتر کودک و عروسکی، تاثیری در اصلاح وضع کلی تئاتر و ساختن فرهنگ زیاد خواهند داشت؟

تاثیر مقطعی دارند، چون حتی در جشنواره ها تماشاگران ما مخاطبان جشنواره ای و مقطعی هستند. البته در همین حد هم خوب و امیدوارکننده است ولی من با توجه به حضور چندین ساله ام در جشنواره های عروسکی اعتقاد دارم مخاطب جشنواره ای با مخاطبی که در طول سال بلیت می خرد و نمایش ها را می بیند، متفاوت هست. این دو گروه را باید کاملا از هم جدا و تحلیل کرد.

بعد همچنان مخاطب را مسئله مهم تئاتر کودک می دانید، هرچند با برگزاری جشنواره ها.

بله. سخت ترین قسمت کار در نهایت، همان کشاندن خانواده ها به سالن نمایش هست. مخصوصا هنگامی که سالن هایی وجود دارد که خیلی ها نام و آدرس آن را نمی دانند و این دشواری کار را زیاد می کند.

و با این همه مشکل که از آن صحبت می کنید برنامه ای جهت شروع کارهای تازه خواهید داشت؟

قطعا. کارهای بعدی را به زودی شروع می کنم که یکی از آنها بازتولید اثر ماکوندو هست. من زیاد از کار کودک تجربه کار جهت نوجوانان را دارم ولی تجربه ماه پیشونی واقعا برایم لذت بخش بود. احساس می کنم آن قدر دنیا را جدی گرفته ایم که فرزند ها را که باید جدی بگیریم، فراموش کرده ایم.

واژه های کلیدی: تئاتر | عروسک | فرزند | مخاطب | نمایش | خانواده | جشنواره | خانواده | ماه پیشونی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs